انتظار اهل بیت از یک مومن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیامبر رحمت

با سلام وتشکر از همه عزیزانی که با یاداشت های خودشان به تکمیل مطلب قبل که تحت عنوان "چه باید کرد" منتشر شده بود کمک کردند. حال بد نیست (یعنی خیلی خوب است) که ببینیم توقع اهل بیت از یک مومن چیست؟ لذا بخشی از وصیت زیبای آقا امیرالمومنین را متذکر می شوم.

شما دو نازنین فرزند من و شما ای فرزندان اکنون و آینده دنیا سفارش‏ هایم را بشنوید و به گنج قلب بسپارید و با دست عمل و کردار نیک از آن استفاده کنید.

پیش از همه، وصیت من آن است که در همه حال پارسا و پرهیزگار باشید و خداوند بزرگ را در پنهان و آشکار ناظر و مراقب بدانید، دنیا را مخواهید که او خود به دنبال شما، عاشقانه خواهد افتاد و هر چه دلربایی و عشوه می‏کند دل باخته و مجذوبش مشوید که سخت ناپایدار و پرفریب است.

حق‏گو باشید و با صریح‏ترین لهجه حق را بیان کنید و جز رضایت پروردگار از این عمل نتیجه‏ای مخواهید.

یار ستم دیدگان و مستمندان باشید و با جان ناپاک ستمگر سخت دشمنی و عداوت ببندید. زنهار! یتیمان را فراموش مکنید و از بیچارگی آنان غافل مباشید.

زنهار! حق همسایگی را به نیکویی ادا کنید که پیامبر (صلی ‏الله علیه و آله وسلم) آن چنان درباره همسایه وصیت می‏کرد که ما پنداشتیم خدا برای آنها از میراث ما همچون افراد خانواده سهمی معلوم می‏فرماید.

عزیزان من! قرآن را عزیز نگاه دارید و در انجام آن آیین مقدس هرگز خودداری مکنید.

 

 

لیست نظرات
*
*
*
*
   
ارسال شده در 1394/04/01 توسط سمانه از اصفهان یک دوم جهان
2 0

امام زمام (عج) در توقيعي مي فرمايند:«تقوا پيشه کنيد، تسليم ما باشيد و کار را به ما واگذاريد که بر ماست شما را از سرچشمه سيراب بيرون آوريم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوي ما بود ... به سمت راست ميل نکنيد و به سوي چپ نيز منحرف نشويد.»شاید یکی از توقعات خداوند وامام زمان(عج)همین باشد.ممنون از سوالات جالبتون خداقوت استاد

ارسال شده در 1394/04/01 توسط سمانه از اصفهان یک دوم جهان
2 0

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ‌ ﴿١۵﴾ وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَ‌هُ إِلَّا مُتَحَرِّ‌فًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزًا إِلَىٰ فِئَهٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّـهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ‌ ﴿١۶﴾:اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هر گاه [در میدان نبرد] به کافران برخورد کردید که [به سوى شما] روى مى‌آورند، به آنان پشت مکنید. (۱۵) و هر که در آن هنگام به آنان پشت کند -مگر آنکه [هدفش‌] کناره‌گیرى براى نبردى [مجدد] یا پیوستن به جمعى [دیگر از همرزمانش‌] باشد- قطعاً به خشم خدا گرفتار خواهد شد، و جایگاهش دوزخ است، و چه بد سرانجامى است(16)

ارسال شده در 1394/04/01 توسط darya از esfahan
3 0

مومن متجاوز به حقوق ديگران نيست. پيامبر(ص)‌ : آيا مي خواهيد شما را خبركنم كه چرا مومن، مومن ناميده مي شود چرا كه مردم نسبت به مال و ناموسشان ازاو درامان هستند. من شنيده ام زپيردانشمند تو هم ازمن به ياد داراين پند آنچه برنفس خويش نپسندي نيزبرنفس ديگري مپسند

ارسال شده در 1394/04/01 توسط elina از اصفهون
1 0

مومن تابلوي همه خوبيها:بيشترساكت است تا اينكه مدام حرف بزند، وقتش هميشه پراست (بيكارو بيهوده نيست ) شكورو صبور است متفكراست وبرخود مغرور نيست. و ...

ارسال شده در 1394/04/01 توسط fatemeh از
0 0

امام صادق (ع): مومن ازحيث حرمت و عظمت ازكعبه هم حرمتش بيشتراست.

ارسال شده در 1394/04/01 توسط *****CH** از esf
1 0

حضرت نوح (ع) آن زمان كه به سوي قوم خود آمد تا فرمان خداوند را به گوش آنان برساند و ازعذاب بيمشان دهد نتيجه چنداني نگرفت چرا كه قومش بربودن درگمراهي و ضلالت اصرارداشتند و همه راهها با برروي خود بسته بودند. نوح (ع) هرچه كوشيد نتوانست قوم خود را راضي كند تا ازمتابعت ازشيطان دست بردارند و به سوي خدا بازگردند الا عده قليلي كه به نوح گرويده و خود را نجات دادند. اين عده كم كه ايمان آورده بودند با نوح سواركشتي شدند آنگاه نوح درباره ايشان دعا كرد و آنان را مومن خواند.

ارسال شده در 1394/03/14 توسط زهرا خدایی از اصفهان
1 0

بسم رب الهادی به مناسبت موضوع سخنرانی آخیرتان این پست را میگذارم ان شاء الله که مثمر ثمر باشه یاحق خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/ بی نهایت خسته و افسرده ام/ تا میان گور رفتم دل گرفت/ قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/ روی من خروارها از خاک بود/ وای، قبر من چه وحشتناک بود! بالش زیر سرم از سنگ بود/ غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/ هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/ سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/ خسته بودم هیچ کس یارم نشد/ زان میان یک تن خریدارم نشد/ نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/ ترس بود و وحشت و دلواپسی/ ناله می کردم ولیکن بی جواب/ تشنه بودم، در پی یک جرعه آب/ آمدند از راه نزدم دو ملک/ تیره شد در پیش چشمانم فلک/ یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟ دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟ گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/ لرزه بر اندام من افتاده بود/ هر چه کردم سعی تا گویم جواب/ سدّ نطقم شد هراس و اضطراب/ از سکوتم آن دو گشته خشمگین/ رفت بالا گرزهای آتشین/ قبر من پر گشته بود از نار و دود/ بار دیگر با غضب پرسش نمود: ای گنه کار سیه دل، بسته پر/ نام اربابان خود یک یک ببر/ گوئیا لب ها به هم چسبیده بود/ گوش گویا نامشان نشنیده بود/ نامهای خوبشان از یاد رفت/ وای، سعی و زحمتم بر باد رفت/ چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد/ بار دیگر بر سرم فریاد کرد: در میان عمر خود کن جستجو/ کارهای نیک و زشتت را بگو/ هر چه می کردم به اعمالم نگاه/ کوله بارم بود مملو از گناه/ کارهای زشت من بسیار بود/ بر زبان آوردنش دشوار بود/ چاره ای جز لب فرو بستن نبود/ گرز آتش بر سرم آمد فرود/ عمق جانم از حرارت آب شد/ روحم از فرط الم بی تاب شد/ چون ملائک نا امید از من شدند/ حرف آخر را چنین با من زدند: عمر خود را ای جوان کردی تباه/ نامه اعمال تو باشد سیاه/ ما که ماموران حق داوریم/ پس تو را سوی جهنم می بریم/ دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود/ دست و پایم بسته در زنجیر بود/ نا امید از هرکجا و دل فکار/ می کشیدندم به خِفّت سوی نار/ ناگهان الطاف حق آغاز شد/ از جنان درهای رحمت باز شد/ مردی آمد از تبار آسمان/ دیگران چون نجم و او چون کهکشان/ صورتش خورشید بود و غرق نور/ جام چشمانش پر از خمر طهور/ چشمهایش زندگانی می سرود/ درد را از قلب انسان می زدود/ بر سر خود شال سبزی بسته بود/ بر دلم مهرش عجب بنشسته بود/ کِی به زیبائی او گل می رسید/ پیش او یوسف خجالت می کشید/ دو ملک سر را به زیر انداختند/ بال خود را فرش راهش ساختند/ غرق حیرت داشتند این زمزمه/ آمده اینجا حسین فاطمه؟! صاحب روز قیامت آمده/ گوئیا بهر شفاعت آمده/ سوی من آمد مرا شرمنده کرد/ مهربانانه به رویم خنده کرد/ #گشتم-از-خود-بی-خود-از-بوی-حسین #من-کجا-و-دیدن-روی-حسین گفت: آزادش کنید این بنده را/ خانه آبادش کنید این بنده را/ اینکه این جا این چنین تنها شده/ کام او با تربت من وا شده/ مادرش او را به عشقم زاده است/ گریه کرده بعد شیرش داده است/ خویش را در سوز عشقم آب کرد/ عکس من را بر دل خود قاب کرد/ بارها بر من محبت کرده است/ سینه اش را وقف هیئت کرده است/ سینه چاک آل زهرا بوده است/ چای ریز مجلس ما بوده است/ اسم من راز و نیازش بوده است/ تربتم مهر نمازش بوده است/ پرچم من را به دوشش می کشید/ پا برهنه در عزایم می دوید/ بهر عباسم به تن کرده کفن/ روز تاسوعا شده سقای من/ اقتدا بر خواهرم زینب نمود/ گاه میشد صورتش بهرم کبود/ تا به دنیا بود از من دم زده/ او غذای روضه ام را هم زده/ قلب او از حب ما لبریز بود/ پیش چشمش غیر ما ناچیز بود/ با ادب در مجلس ما می نشست/ قلب او با روضه ی من می شکست/ حرمت ما را به دنیا پاس داشت/ ارتباطی تنگ با عباس داشت/ اشک او با نام من می شد روان/ گریه در روضه نمی دادش امان/ بارها لعن امیه کرده است/ خویش را نذر رقیه کرده است/ گریه کرده چون برای اکبرم/ با خود او را نزد زهرا (س) می برم/ هرچه باشد او برایم بنده است/ او بسوزد، صاحبش شرمنده است/ در مرامم نیست او تنها شود/ باعث خوشحالی اعدا شود/ گرچه در ظاهر گنه کار است و بد/ قلب او بوی محبت میدهد/ سختی جان کندن و هول جواب/ بس بود بهرش به عنوان عقاب/ در قیامت عطر و بویش می دهم/ پیش مردم آبرویش می دهم/ آری آری، هرکه پا بست من است/ نامه ی اعمال او دست من است/ ناگهان بیدار گردیدم زخواب/ از خجالت گشته بودم خیس آب/ دارم اربابی به این خوبی ولی/ می کنم در طاعت او تنبلی؟ من که قلبم جایگاه عشق اوست/ پس چرا با معصیت گردیده دوست؟ من که گِریَم بهر او شام و پگاه/ پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟ من که گوشم روضه ی او را شنید/ پس چرا شد طالب ساز پلید؟ چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل/ جملگی از روی مولایم خجل/ شیعه بودن کی شود با ادعا؟ ادعا بس کن اگر مردی بیا/ پا بنه در وادی عشق و جنون/ حبّ دنیا را ز قلبت کن برون/ حبّ دنیا معصیت افزون کند/ معصیت قلب ولیّ را خون کند/ باش در شادی و غم عبد خدا/ کن حسابت را ز بی دینان جدا/ قلب مولا را مرنجان ای جوان

ارسال شده در 1394/02/13 توسط ZaRe BiN از ESF
10 0

انسان موجودی اجتماعی است وبنابر طبیعت خویش باید در اجتماع و در ارتباط با افراد دیگر زندگی کند. در یک جامعه اسلامی نیز مومنان درارتباط با افراد دیگر و مخصوصاً مومنان هستند و بخش عظیمی از زندگی خود را در تعامل با دیگران سپری می­کنند. از آنجا که دین اسلام دینی کامل و همه جانبه است وبه همه ابعاد زندگی انسان­ها پرداخته است؛برای هدایت انسانها و رسیدن آنها به سعادت در دنیا و آخرت، برنامه­ها و اصول خاصی را در جهت ساماندهی صحیح روابط بین مومنان ارائه داده است. قرآن مجید و سنت شریف؛ دو منبع اساسی برای بیان این برنامه هدایت هستند، که این اصول و دستورالعمل­ها در آنها مطرح شده است که احصاء، دسته بندی، شناسایی و تبیین این اصول برای پیاده کردن آن امری ضروری است. این تحقیق درصدد آن است که اصولی را که فرد مومن باید در ارتباط با دیگر مومنان به کار گیرد، از قرآن مجید استخراج و به بحث و بررسی آن به عنوان راهكاري كاربردي براي اشاعه منطق گفتگو و وحدت امت اسلامي بپردازد؛چرا كه قرآن مجيد به عنوان حبل المتين امت اسلامي، مي تواند بهترين راهكارها را براي تقريب و وحدت امت اسلامي ارائه دهد و با توجه به اين كه قرآن به عنوان يكي از مهمترين نقاط مشترك مسلمانان است وهمگان درعمل به دستورات متعالي آن اتفاق نظردارند؛ با سرلوحه قرار دادن راهكارهاي قرآني ميتوانيم شاهد پيشرفتهاي چشمگيري در رسيدن به وحدت اسلامي باشيم.

ارسال شده در 1394/02/13 توسط ZaRe BiN از
10 0

بنابر آیات و روایات، صفات مؤمن، سه نوع است: 1.بعد معنوی و درونی، 2.بعد حیوانی و غریزی، 3.بعد روابط اجتماعی. تعداد صفات مؤمن بسیار است و برای بر شمردن کامل آن نیز باید به آیات و روایات مراجعه کرد.ما در اینجا، فقط به مهمترین این صفات اشاره می‏کنیم، شایان ذکر است که صفات انسانی آن گاه که از صفات معنوی و الهی ناشی شود می‏تواند پشتوانه منطقی محکمی داشته باشد، و گرنه بدون اعتقاد به‏جنبه‏های معنوی، صفات انسانی توجیه ناپذیر و بی پشتوانه است.در این مبحث از اعمالی سخن می‏رود که از درون نشأت می‏گیرد.

ارسال شده در 1394/02/13 توسط ZaRe BiN از ESF
10 0

مومن كسي است كه برنامه ي زندگي خود را از قرآن و روايات برگرفته است و به آن عمل مي كند و هميشه در برابر امر الهي تسليم است. برخي ازويژگي هاي مومن: - مومن از ديدگاه قرآن: 1. اهميت دادن به نماز است؛ الف.مؤمن اهل اقامه نماز است. «الذين يقيمون الصلوة» »( سوره بقره، آيه،2) ب. نسبت به نمازهايش مراقبت دارد. «و الذين هم على صلواتهم يحافظون»(سوره مؤمنون، آيه ،9) 2.خشوع وخضوع در برابر پروردگار « مردم مؤمن كسانى هستند كه چون ياد خدا شود ، از جلال و بزرگى حق دلشان ترسان و لرزان گردد و چون آيات الهى را بشنوند بر ايمانشان افزوده گشته و در هر كارى بر خداى خويش تكيه كنند . نماز را با حضور قلب به پا دارند و از آنچه روزى آنان شده انفاق نمايند . به راستى چنين مردمى اهل ايمانند و مصداق حقيقى مؤمن ، و اينان نزد خداوند از مرتبه ى بلند و آمرزش و رحمت و روزى نيكو برخوردارند

ارسال شده در 1393/12/27 توسط یاحق از اصفهان
3 0

سلام استاد نظرتون درباره ی حدیث عنوان بصری چیه؟ آیت الله قاضی به شاگرداشون توصیه میکردند روزی چند بار بخونند باتشکر

ارسال شده در 1394/01/02 توسط مطهره از فانوس اصفهان
3 0

وصیت مولایمان علی(ع) واقعا قشنگ بود.....نمونه ی یه زندگی خداپسندانه درکمال آرامش و ایمانه!! من به شخصه برا خودم متاسفم ک نتونسم 17سال از عمرم رو اونجور ک آقا گفتنو خواستن زندگی کنم.... ای کاش به مرحله ی عمل برسیم همممممگی

ارسال شده در 1393/12/09 توسط گلبهار از اصفهان
2 0

وااي استاد خيلي قشنگ بود!!!! فكرشم نميكردم اينقد عمده و جذاب باشه اين حديث

ارسال شده در 1393/12/01 توسط hossein از اصفهان
4 0

سلام حاج آقا دیشب گفتید من 10تااز کتابهای شهید مطهری رو معرفی میکنم که به جای تلف کردن وقتتون تو لاین و واتساپ اینا رو بخونید. میخواستم بگم اگه ممکنه اسم کتاب ها رو بگبد تا تهیه کنیم سنم 22 سال است تشکر

ارسال شده در 1393/11/16 توسط ZaRe BiN از ESf
16 0

- مومن از ديدگاه قرآن: 1. اهميت دادن به نماز است؛ الف.مؤمن اهل اقامه نماز است. «الذين يقيمون الصلوة» »( سوره بقره، آيه،2) ب. نسبت به نمازهايش مراقبت دارد. «و الذين هم على صلواتهم يحافظون»(سوره مؤمنون، آيه ،9) 2.خشوع وخضوع در برابر پروردگار « مردم مؤمن كسانى هستند كه چون ياد خدا شود ، از جلال و بزرگى حق دلشان ترسان و لرزان گردد و چون آيات الهى را بشنوند بر ايمانشان افزوده گشته و در هر كارى بر خداى خويش تكيه كنند . نماز را با حضور قلب به پا دارند و از آنچه روزى آنان شده انفاق نمايند . به راستى چنين مردمى اهل ايمانند و مصداق حقيقى مؤمن ، و اينان نزد خداوند از مرتبه ى بلند و آمرزش و رحمت و روزى نيكو برخوردارند .»( انفال :2 ـ 4 ) 3. تقوي‌؛ (انفاق‌،29) 4. هجرت‌، جهاد و شهادت‌؛ (آل‌عمران‌،195) 5. توبه و استغفار؛ (تحريم‌،8) 6. انفاق و بخشش‌؛ (بقره‌،271) 7. دادن قرض الحسنه‌؛ (تغابن‌،17) 8. دوري از گناه و آلودگي‌؛ (نسأ،31)

ارسال شده در 1393/11/10 توسط ZaRe BiN از ESF
22 0

دوری از دشمنان،یکی از وظایف مومن و کسی است که در ولایت الله است. در قرآن است که حضرت ابراهیم به کافران زمان خود گفت:من از شما و خدایان شما بیزارم و به شما کافرم و همیشه کینه و دشمنی میان من و شما خواهد بود. حضرت ابراهیم یک جا با ملایمت بر خورد کرد و آن با عموی خود بود که گفت:من برای تو طلب آمرزش میکنم. ابراهیم تنها در صورت ایمان آوردن کافران با آن ها دوست می شد. و خداوند در ادامه می فرماید:بی گمان ابراهیم برای شما سرمشقی نیکو است. در زمان امام سجاد هم یکی از یاران این امام به مردمی که پشت امام حسن و حسین (ع) را خالی کرده بودند میگفت:من به شما کافرم و میان من و شما خشم و کینه پدیدار شده است. (کتاب:گنجینه ی صالحین)

ارسال شده در 1393/11/06 توسط عبدة العاصیة از معلق بین السماوات الارض
5 0

سلام.شاید...هرچی خدا رو از ما خشنود می کنه انجام بدیم و هرچه قهر پروردگارمون رو به دنبال داره انجام ندیم.خوب باشیم.راستی چرا اینقدر خوب بودن سخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ارسال شده در 1393/11/07 توسط غریبه از از دیار فانوس
6 1

وای چقدر من و امثال من آدم های بدی هستیم..... خدا ببخشه.... و چقدر کلام امام علی قشنگ بود..... ان شاء الله بتونیم عمل کنیم

ارسال شده در 1393/11/06 توسط سعادت از
7 0

صبغه الله ومن احسن من الله صبغه، ونحن له عابدون

ارسال شده در 1393/11/06 توسط saadat از
7 0

یک شبی مجنون نمازش را شکست/بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود/فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او/پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای/بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای/وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی/دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن/من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم/این تو و لیلای تو ... من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم/در رگ پیدا و پنهانت منم سال ها با جور لیلا ساختی/من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم/صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آوارهء صحرا نشد/گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت/غیر لیلا برنیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی/دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سرمیزنی/در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود/درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم/صد چو لیلا کشته در راهت کنم

ارسال شده در 1393/11/06 توسط ZaRe BiN از ESF
22 0

قال الله تبارك و تعالي : ما تحبب إلي عبدي بأحب مما افترضت عليه . امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : بنده من با چيزي محبوبتر از انجام واجبات به من دوستي نكند . اصول كافي ، ج 3 ، ص 129 ------------------------ سلام به نظرحقیرطبق حدیث انجام واجباته اما واجباتی که باتوجه باشه وهمچنین دوری ازگناه وجهل و تنبلی....ـ