راهکارهای درمان شیفتگی و دوستی های افراطی

دوستی دارم که احساس میکنم دلبستگی ام نسبت به او خدایی نیست وشیطانی است ولی به او دلبسته شده ام(از روی بی احتیاطی)چگونه دلبستگی ام را کم وبعد قطع کنم چون احساس میکنم برایم مثل ترمز شده است باتشکر

پاسخ

با سلام ممنون از اینکه با ما مکاتبه کردید. بسیار جای خوشحالی و تحسین دارد که شما تا این اندازه با مشکلی که مواجه شده اید منطقی برخورد کرده و در صدد اصلاح آن برآمده اید. از این بابت به شما تبریک میگویم. اما برای اینکه بتوانید این دلبستگی را مدیریت نمایید، باید نکات زیر را مورد توجه قرار دهید:

 1 . به صورت جدی تصمیم بگیریدکه این مشکل را حل کنید، به گونه ای که به اصطلاح معروف حاضر باشید برای این کار هر هزینه ای را بپردازید. اگر احساس کنید تنها راه شما محدود کردن یا قطع این رابطه است و دیگر هیچ، عزم شما جزم شده و انرژی فراوانی در شما ایجاد می شود که بتوانید گامهای بعدی را بردارید، ولی اگر بگویید حالا شروع می کنیم ببینیم چه می شود، مطمئن باشید به نتیجه نخواهید رسید. پس زمانی اقدام کنید که با خودتان این طور بگویید: اگر رگ گردنم هم برود، باید این کار را انجام بدهم.

 2 . دائم به روزی فکر کنید که از این مشکل رهایی پیدا کرده اید... دیگر احساس سنگینی، دلتنگی و استرس و ... ندارید. چه حسی به شما دست میدهد؟! چقدر این آزادی و رهایی برای شما لذت بخش است؟ با خیال راحتی که برایتان حاصل شده چطورید؟ هر روز باید این احساس زیبا و دل نشینی که در اثر رهایی برای شما ایجاد خواهد شد را تصور نموده و به واسطه لذت و آرامشی که در نقطه رهایی احساس می کنید، انگیزه پیدا کنید تا بتوانید بر مسئله غلبه کنید.

 3 . روزی چند مرتبه مشکلات، سختی ها، آسیب ها و عوارضی که این رابطه برای شما تا کنون داشته و یا خطرات و عوارض احتمالی که در آینده برای شما خواهد داشت را به خودتان یادآوری نمایید. با یادآوری آن، باید در درونتان احساس انزجار نسبت به ادامه این رابطه بوجود بیاید. و بدانید عدم ترک و کنترل این رابطه مساوی است با ادامه آن مشکلات و عوارض و یا مواجه شدن با آسیب ها و خطرات احتمالی آینده.

 4 . مطمئن باشد که میتوانید این کار را انجام دهید. هرگز نگویید که علاقه مندم، نمی توانم، به او وابسته ام،بدون او می میرم، اگر او نباشد من هیچم، مورد من فرق میکند و ... . شما برای خودتان شخصیت مستقلی دارید که تنها به مبداء وجود یعنی خدای مهربان وابستگی تام دارید ولاغیر!! در نظر داشته باشد که شدیدترین و عمیق ترین محبتها، بین مادر و فرزند است و روزانه هزاران مادر، فرزندان خویش را در حوادث مختلف از دست می دهند ولی چون می پذیرند که تمام شد و باید قطع وابستگی کنند، با این مسئله کنار آمده و بعد از مدتی زندگی آنها به روال طبیعی باز می گردد (اگر چه که چون فرزند از گوشت و پوست والدینش هست، همواره یک علقه ای باقی خواهد ماند که در این دوستیها این ویژگی هم نبوده که از یک وجود باشند).

 5 . چون این مسئله یک نوع اعتیاد است، پس برای ترک آن، هم زمان نیاز است و هم صبر و استقامت. به خصوص سه هفته اول، شاید کمی دل تنگی، آشفتگی، احساس نیاز و ... در شما بروز کند و دائم وسوسه شوید که بی خیال این مسئله شوید، اما مطمئن باشید که اگر مقاومت کردید، به آن رهایی دلچسب نهایی خواهید رسید. پس اندکی صبر سحر نزدیک است... .

 6 . دائم به خودتان تلقین کنید که می توانید. دائم تصویر سازی کنید که این مسئله حل شده و بدون او به خوبی و خوشی دارید زندگی می کنید.

 7 . دنبال جایگزین هایی برای این علاقه باشید و ارتباط خودتان را با دوستان مفید و مطمئن، بیشتر کنید.

 8 . قطع رابطه جسمی. حتی آثار و نشانه ای اگر از او دارید، پیش خودتان نگهداری نکنید.

 9 . مهم ترین و اساسی ترین مسئله، قطع رابطه ذهنی است. یعنی نباید به او در خلوت خودتان فکر کنید. البته ممکن است ناگهان بدون خواست شما، به ذهنتان خطور کند و این خطور در اختیار شما نباشد. ولی پردازش کردن و پر و بال دادن به آن در دست خودتان است. پس به محض این که به ذهنتان خطور کرد، حواستان را به کار، فعالیت، یا هر چیز دیگری پرت کنید. شاید چند روز اول این خطورات بسیار زیاد باشد، ولی در اثر تمرین ملاحضه می کنید کمتر می شود.

 10 . تقویت رابطه معنوی با خدای متعال و امام زمان (عج). چرا که در حدیث آمده: بعضی از دلها که قابلیت عاطفی خوبی دارند و تشنه محبت خدا و اولیاء خدا هستند، وقتی سیراب نشوند به چنین علاقه هایی مبتلا می شوند.

 11 . تا جایی که ممکن است عدم حضور در مکانها و موقعیت هایی که طرف مقابل حضور دارد. و در صورت لزوم چنین حضوری، سعی کنید کمتر با او مواجه شده، از نگاه کردن به او بپرهیزید و خودتان را سرگرم دیگر چیزها نمایید.

 12 . در طول این مسیر سعی کنید هر روز یک مرتبه مطالبی را که گفته شد مطالعه نموده و یادآوری نمایید.

 13 . از خدای متعال و اهل بیت (علیهما سلام) طلب یاری و مدد نموده که در این مسیر شما را یاور باشند. مطمئنم که با جدیت و صبر و استقامت، روزهای بسیار زیبا و با نشاطی را به زودی تجربه خواهید کرد و با عمل به موارد فوق، این رابطه یا کاملا فراموش شده یا به شکلی منطقی تبدیل خواهد شد. ان شاء الله از لطف شما سپاسگذارم

لیست نظرات
*
*
*
*
   
ارسال شده در 1394/06/18 توسط ati از اصفهان
0 0

مرسی استاد....خداقوت

ارسال شده در 1393/11/19 توسط منتظر جواب! از
5 0

سلام استاد با تشکر از مطلب خوبتون شما گفته بودید مهم ترین چیز قطع رابطه ی ذهنی است... اما اصل مشکل من همین رابطه ذهنی هستش که نمیدونم چیکارش بکنم!و نمی تونم ترکش کنم!!!وگرنه ارتباطمون اصلا زیاد نیست! به حدی که تقریبا 6 ماه یک بار می بینم این دوستمو...! استاد اصلا من فکر می کنم چون تا این حد دور بودیم و من اصلا دلم نمی خواست این جوری باشه و همیشه سعی داشتم یه جوری شرایط جور بشه که ببینم این دوستمو که با توجه به شرایط و فاصله ی مکانی زیاد شرایطش جور نمی شد این جوری شدم!!!! استاد این فکر من غلطه؟؟! نمیشه چنین چیزی؟؟! باتوجه به این که افراطی بودن این دوستی یک طرفه است و فقط من این طوری ام! اون بنده خدا اصلا تصورشم نمی تونه بکنه که من تا این حد علاقه افراطی نسبت بهش داشته باشم!! استاد خواااااااهشا راهکار بدین بهم که شدیدا لازم دارم وهمین موضوع روی معدل امسال من شدیدا اثر گذاشته.... :(((( (چون یه بار ترک این رابطه ی ذهنی رو شروع کردم چند روزی هم خیلی خوب پیش رفتم اما سریع برگشتم به حالت قبل!! ولی الان اون انرژی لازم برای شروع مجدد رو در خودم احساس نمیکنم!! :(((( ) استاد خواهشا کمک کنید.. برای هممون دعا بفرمایید..

ارسال شده در 1393/10/10 توسط آجی از اصفهان
4 1

سلام استاد نزنیدم ولی من اصلا از این علاقم احساس ناراحتی نمیکنم ونمی تونم قبول کنم که بعد از قطع رابطم اوضاعم فرق چندانی بکنه چون من هنوز از کارم پشیمون یاخسته نیستم من دوبار سخنرانی هاتونا دراین مورد شنیدم(کتابخونه مرکزی فانوس)حتی اولین بار که بادوستم بودیم اصلا ناراحت نشدیم که دوستیمون این جوریه(جفتمون)استاد بشتر بچه ها یه خسته شدن یادارن اذیت میشن اما من جزوشون نیستم ونمیخام باشم میدونم کار بدیه ولی نمیتونم قبول کنم که ترکش لازمه من چیکار کنم؟

ارسال شده در 1392/06/01 توسط امیرحسین از شهرکرد
14 2

حاج اقا انصافا دستون درد نکنه حاج اقا من به خیلی ها دل میبندم چون دوست صمیمی ندارم و کسی بهم اهمیت نمیده حاج اق چکار کنم که بتونم با کسی صمیمی بشم من 16 سالمه و واقعا به دوست نیاز دارم لطفا کمکم کنید داره مشکل خیلی بزرگی میشه

ارسال شده در 1392/06/01 توسط امیر از
7 0

دستون درد نکنه......

ارسال شده در 1392/05/15 توسط آرام از
1 0

با سلام و تشکر از مطلب مفیدتان. من میخواستم با شما خصوصی راجع به شیفتگی خود صحبت کنم چون عزمم را چند وقتی است جزم کرده ام اما نمی دانم چطور باید این کار را بکنم چون مطلبی که گذاشته اید مربوط به وجود رابطه ای است و موضوع من شیفتگیم نسبت به استادم می باشد که میخواهم بدون این که کلاسم را ترک کنم کمکم کنید تا این شیفتگی را از بین ببرم.منتظر پپامتان هستم چون هیچ راه ارتباطی دیگری از شما نمی دانم پیشاپیش از شما سپاس گزارم

ارسال شده در 1392/01/12 توسط نجمه از شهرکرد
14 0

سلام واقعامشکل خیلی جوانهای امروزی شده چون محبتها به هم کم شده برای همین به دوستیهای افراطی شدیدی رو اوردن تاکم بود محبت جبران بشه با تشکر

ارسال شده در 1391/11/18 توسط به امید رهایی از اصفهان
12 0

سلام علیکم,خدا قوت,خیلی ممنون امیدوارم همه به عشق واقعی واسمانی دست پیدا کنند

ارسال شده در 1391/08/03 توسط ناهید از اصفهان(فعلا)!
8 0

امیدوارم منم بتونم...

ارسال شده در 1391/07/26 توسط رها از
9 0

خوب بود ممنون از پرسش کننده وپاسخ دهنده

ارسال شده در 1391/06/06 توسط فهیمه از
21 0

سلام. دستتون درد نکنه . خیلی مفید و عالی بود خدا خیرتون بده .