جشن شهادت حضرت علی ( علیه السلام ) ؟!!

شهادت حصرت علی

قبل از هر گونه قضاوت و یا تایید و رد کردن، خواهشمندم مطلب را با دقت تا پایان خوانده و سپس چند دقیقه ای روی آن تامل کنید.

مقدمه: انسانها چند دسته می شوند:

1 -  بعضی زنده هم که هستند مرده اند، یعنی هیچ اثر مثبتی از خود به جای نگذاشته و محصول عمرشان فقط خوردن و خوابیدن و ... است.

2 – بعضی تا زنده اند، زنده اند، ولی وقتی مُردند، می میرند. مثلا فرض کنید کسی که چند نفر مستمند را تحت پوشش دارد و فقط خودش به آنها با دست خودش کمک می کند و به محض مردن دیگر هیچ اثری از او باقی نخواهد ماند.

3 – گروهی وقتی می میرند تازه زنده می شوند، چرا که به خاطر عظمت شخصیت شان، این دنیا با محدودیت هایش، با حب و بغض های بی جای دیگران، با حسادت هایش، ظرفیت تحمل چنین کسانی را ندارد و لذا در زمان حیاتشان بسیار مظلوم و محجور می باشند ولی به محض کشته شدن یا از دنیا رفتنشان از غربت و مظلومیت بیرون آمده و کم کم شناخته شده و اثر واقعی که در حیات بشر و تاریخ بشریت باید می گذاشتند، به ظهور می رسد.

حضرت علی (ع) از آن دسته سوم شخصیت هایی است که تا زنده بود مظلوم بود، چون شناخته شده نبود. علت این عدم شناخت گاهی حسادت ها، کوته نظریها، عظمت شخصیتی حضرت و ... بود. لذاست  علی (ع) دوران حیات بعد از رحلت پیامبرش را چنین معرفی می کند. "استخوان در گلو و خار در چشم" . ولی به محض این که ضربت می خورند، حرکتی شروع می شود در راستای تبیین شخصیت مولا که خودشان با جمله " به خدای کعبه رستگار شدم " از آن تعبیر می کنند. شروع رفع غربت آقا و شناخته شدن حضرت از بعد از شهادتشان، تحت عنوان جریانی در تاریخ به نام تشیع به ظهور رسید. ظهور تشیع به صورت علنی و رسمی و تقویت آن، بعد از شهادت حضرت، نقطه آغاز رفع غربت علی (ع) بود. دیگر در این مسیر، علی (ع) به عنوان یک شخص در تاریخ شناخته نمی شود، بلکه به عنوان یک شخصیت جریان ساز، یک جریان فکری با مؤلفه های خاص خودش، یک نوع سلوک معنوی و الهی شناخته می شود.

این پایان غم غربت علی (ع) است و آغاز شروعی نو که محصولش غربت زدایی از مولاست. پس می توان گفت علی (ع) بعد از کشته شدنش زنده تر شد، پس اگر دستور به سوگواری و عزاداری به ما نداده بودند، شاید بد نبود که این رخ داد را جشن می گرفتیم. ولی همه می دانند که جشن، دل شاد می خواهد، نه قلبی حزین و اشکی جاری در فراق ابَر مردی که هنوز هم که هنوز است به طور کامل شناخته نشده است.

اما مراقب باشیم ما که خودمان را شیعه می دانیم، دو مرتبه علی (ع) را از یک شخصیت جریان ساز در تاریخ، که آن جریان را مکتب تشیع می نامند و یک نوع سلوک بر محور روش علی (ع) است، به یک شخص صرفا قدرتمند با محبوب یا ... تبدیل نکنیم. که اگر چنین کنیم، بازگشت به غربت زمان حیات علی

لیست نظرات
*
*
*
*
   
ارسال شده در 1392/12/03 توسط مجتبی داستانپور از اصفهان
0 0

خوب بود.به نظر من هم،این طبقه بندی درسته...

ارسال شده در 1392/10/15 توسط ماه منیر از
0 1

من خیلی این متنتونو نپسندیدم راستش یه جاهای مهمش مغالطه داشت و نظر شخصیم هم این هست که مولام هنوزم مظلوم و دلایل زیادی هم دارم که تو این کامنت فرصت بیانش نیست ولی در کل سایت خوبی دارید

ارسال شده در 1391/12/23 توسط marsa از esfahan
2 0

عالی تر از عالی بوووووووود.

ارسال شده در 1391/05/28 توسط دارالهدایه از نصف جهان
1 0

سلام وخداقوت,مثل همیشه زیبا وقابل تامل بود.ممنون از شما والتماس دعای فراوان.

ارسال شده در 1391/05/26 توسط مه تاب از اصفهان
5 0

و قصه خواست ببیند یکی نبودش را بنا کند پس از آن گنبد کبودش را خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود یکی نبود که جانی به داستان بدهد و مثل آینه او را به او نشان بدهد یکی که مثل خودش تا همیشه نور دهد یکی که نور خودش را از او عبور دهد یکی که مَطلع پیدایش ازل بشود و قصه خواست که این مثنوی غزل بشود نوشت آینه و خواست برملا باشد نخواست غیر خودش هیچ کس خدا باشد نوشت آینه و محو او شد آیینه نخواست آینه اش از خودش جدا باشد شکفت آینه با یک نگاه؛ کوثر شد که انعکاس خداوندی خدا باشد شکفت آینه و شد دوازده چشمه و خواست تا که در این چشمه ها فنا باشد و چشمه ها همه رفتند تا به او برسند به او که خواست خدا چشمه ی بقا باشد نگاه کرد ،و آیینه را به بند کشید که اصلاً از همه ی قیدها رها باشد خدا، خدای جلالت خدای غیرت بود که خواست، آینه ناموس کبریا باشد نشست؛ بر رخ آیینه اش نقاب انداخت و نرم سایه ی خود را بر آفتاب انداخت در این حجاب، جلال و جمال "او" پیداست "هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست" نشاند پیش خودش یاس آفرینش را و داد دسته ی دستاس آفرینش را به دست او که دو عالم، غبار معجر او و داد دست خدا را به دست دیگر او به قصه گفت ببیند یکی نبودش را بنا کند پس از این گنبد کبودش را... ... رسید قصه به اینجا که زیر چرخ کبود زنی، ملازم دستاس، خیره بر در بود چرا که دست خداوند، رفته بود از فرش انار تازه بچیند برای او در عرش کمی بلندتر از گریه های کودکشان درخت های جهان در حیاط کوچکشان کنار باغچه ،زن داشت ربنا می کاشت برای تک تک همسایه ها دعا می کاشت و بی قرارتر از کودکی که در بر داشت غروب می شد و زن فکر شام در سر داشت چه خانه ای ست که حتی نسیم در می زد فدای قلب تو وقتی یتیم در می زد صدای پا که می آمد تو پشت در بودی به یاد در زدن هر شب پدر بودی فقیر دیشب از امشب اسیر آمده بود اسیر لقمه ی نانت فقیر آمده بود صدای پا که می آید... علی ست شاید...نه... همیشه پشت در اما...کسی که باید...نه... نسیمی از خم کوچه ،بهار می آورد علی برای حبیبش انار می آورد خبر دهان به دهان شد انار را بردند و سهم یک زن چشم انتظار را خوردند ز باغ سبز تو هیزم به بار آوردند انار را همه بردند و نار آوردند قرار بود نرنجی ز خار هم...اما... به چادرت ننشیند غبار هم...اما... قرار بود که تنها تو کار ِخانه کنی نه این که سینه سپر، پیش تازیانه کنی فدای نافله ات! از خدا چه می خواهی؟ رمق نمانده برایت...شفا نمی خواهی؟ ... صدای گریه ی مردی غریب می آید تو می روی همه جا بوی سیب می آید تو رفته بودی و شب بود و آسمان، بی ماه به عزت و شرف لاإله إلاالله ... خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود و قصه رفت بگرید، یکی نبودش را سیاه پوش کند گنبد کبودش را حسن بیاتانی

ارسال شده در 1391/05/25 توسط مه تاب از اصفهان
2 0

من از دل خودمم گاهی بیخبرم چه برسه به دل دیگران! الله اعلم... شما صد در صد متوجه منظور من نشدین متاسفانه! اولا من در اولین نظرم هم گفتم پیام شما بهانه شد من که نمیخوام شخص شما رو اینجا محاکمه کنم! گفتم بهانه شد از جهت حرفهای مشابهی که شنیده بودم! دوما من کی گفتم بشینیم امام زمان ظهور کنن همه چی رو درست کنن بعد ما بریم سر خونه زندگیمون آیا انتظار عملی و عدم آرمان گرایی فقط همینه که از خودمون بنالیم؟ النتظار عملی گستره ی وسیع تری داره که مطئنم شما بهتر از من میدونید، سوما با این بخش حرفتون شدیدا مخالف که دشمن دشمنه چه ما بعضی حرفا رو علنی بگیم چه نگیم ، شما تو خونه خودتون واسه گفتن بعضی درددل ها غریبه و آشنا رو مراعات نمی کنید؟ حتما می کنید، چهارما تو سایت آقای داستانپور هم 1سری ها میان واسه سرک کشیدن همونطور که تو جلساتشونم بعضیا میان واسه سرک کشیدن! خانم/آقای حسینیه ی دل من و شما اختلاف نظر داریم و صدالبته من صاحب نظر نیستم اینا فقط نظرات منه و خلاص.

ارسال شده در 1391/05/23 توسط مه تاب از اصفهان
3 0

آقای داستانپور تالار گفتمان هم بد نظری نیست!!! دوست محترم من هم گفتم : "ما اگه می خوایم خودمونو تو بوته محک بداریم قبول" نگفتم؟ بله ترک معصیات انجام واجبات توجه قلبی به حضرت ولی عصر تمامش درسته، من میگم: ایکاش هرکدوممون تو دل و قلب خودمون زمینه سازی کنیم ولی روی زبونمون قرص و استوار از ظهور ظفرمند حرف بزنیم، برادر/خواهر خوبم قشنگ نیست بشنویم : "اینا که مهدی مهدی میکنن که پس خودشونم میگن سنگت میزنیم آواره ات می کنیم اونوقت واسه چی مهدی مهدی میکنن! خودشونم نمی فهمن چی چی میگن" بیایم دیدمون رو وسیع کنیم ، توی دل و قلبمون به حال زاری و تضرع بیفتیم هزار پاره بشیم اما (به نظر من) باید یه کم در استراتژی ظاهری تجدید نظر بشه بگیم به کوری چشم دشمناش میاد پیروز و ظفرمند میاد اگه من نوعی هم ازش روبرگردونم اون برنمی گردونه تازه رو برگردوندن من نقطه ای از وعده ی حتمی خدا رو جابجا نمیکنه سختی در راه حضرت هست اما نقصان ابدا، شرایط جنگ نرمه دیگه هرچی بر زبونت جاری بشه رو دستاویز می کنن! (آقای داستانپور من بحثهای پارسال شما در فانوس رو که باهمین مضمون بودش کم و بیش خاطرم هست چون جلسات رو منظم نمیومدم اگه جسارت نباشه دوست دارم نظر شما رو بدونم)

ارسال شده در 1391/05/24 توسط پرنسس از یزد
4 0

سلام ما شیعه ها هنوز به درستی حضرت علی را نشنا خته ایم و باید در جهت شناخت این شخصیت بزرگ تلاش بیشتری کنیم. از شما هم تشکر می کنم مطلب بسیار عالی بود

ارسال شده در 1391/05/24 توسط حسینیه ی دل از اصفهان
1 0

خانم مه تاب طوری صحبت میکنید انگار از دل ما خبر دارید!!!!همه میدونن که آقا امام زمان پیروز هستند...حرفای من و فرد دیگه ای انکار این قضیه نبود...منتها آدم باید واقع بین باشه ...دشمن دشمنه چه من تو دلم به حال خودم حزین باشم و کسی علنی بحث سنگ زدن و..مطرح نکنه...چه اینکه مطرح کنه...اتفاقا اینکه مطرح نکنه افراد غرق در آرمانگرایی میشن و هیچ اقدامی انجام نمیدن..میشینن نگاه کنن کی آقا ظهور میکنه اوضاع رو درست کنه ما بریم سر خونه زندگیمون...زمینه سازی در قلب به عمل هم کشیده میشه ..ما میخایم با برنامه جامعه ای بسازیم که شرمنده امامون نشیم...تو این سایت آقای داستانپور هم افرادی که میان تا حدی معلومه تکلیفشون که ازون دسته دشمنایی که شما فرمودین نیستن و در مواقع لزوم در مورد دشمن ها هم آدم با جمع آوری اطلاع میتونه بفهمه چه اقدامی انجام بده جی بگه یا نگه

ارسال شده در 1391/05/23 توسط عاصی از اصفهان
1 0

ای کاش میشد تو خونه های ما مثل مفتیح الجنان نهج البلاغه هم پرطرفدار بود وافراد فرهنگی بیشتر به تحلیل,تفسیروتوضیح مفاهیم والای اون برای نسل جدیدهمت میکردن اگر آتش به زیر پوست داری نسوزی گر علی را دوست داری یاعلی مدد

ارسال شده در 1391/05/20 توسط حسینیه ی دل از اصفهان
0 1

در جواب مه تاب در مورد جمله ی خودم میگم بقیه جمله ها رو نظری نمیدم...مگه نه اینکه ما باید زمینه ساز ظهور باشیم؟مگه نه اینکه ما باید با انجام واجبات و ترک معصیت و امر به معروف و نهی ازمنکر زمینه ظهور رو فراهم کنیم؟ آیت الله بهجت فرمودند که دعا کنید جزو کسانی نباشی که سنگ به آقا بزنیم...مگه نه اینکه خود آقا میگن واسه فرج ما دعا کنید و اشاره میکنند به جمعیت کمی و میگن اگه به اندازه ی همین جمعیت برای فرج من دعا میکردن حاصل میشد(اگه این تیکه اشتباهه اصلاح کنید)

ارسال شده در 1391/05/19 توسط تنها از هرکجا که دل باشه
4 0

حاج آقا من بچه تبریزم 19 سالمه ، دیشب رفته بودیم هیئت ، اونجا سخنران یک چیزی گفت واقعا قلبم رو ناراحت کرد ، گفت قاتل حضرت زهرا میومده سر راه حضرت علی وایمیستاده بهش سلام میداده ، واقعا نمیدونم چی بگم فقط می تونم بگم علی علیه سلام خیلی مرد بوده ، کسی که هم از لحاظ قدرت و غیرت از دشمن سر باشه و به خاطر اینکه دین لطمه نخوره نمیزنه قاتل زنش رو بکشه واقعا دلی میخواد به اندازه یه دریا ، باور کنید یه چیزی بزرگ تر از دریا من الان تو ذهنم یه دنیای دیگه نقش بسته و اشک تو چشمام حلقه زده ، ما ترک ها اعتقاد قلبیمون به حضرت عباس خیلی زیاده ، ولی فکر که میکردم دیدم این علی بوده که عباس رو پرورش داده و چنین مردی کرده ، این پدر عباسه ، این پدر حسینه ، به نظر من حضرت علی خیلی غریب بوده ، میگن امام حسین غریب بود ولی امام حسین 72 یار جان بر کف داشت ، ولی علی چی؟؟؟ بعد از فاظمه کی یارش بو دکی پشتش بود ، علی واقعا غریبه علی واقعا غریبه

ارسال شده در 1391/05/19 توسط مه تاب از اصفهان
9 2

سلام مدتهاااا بود میخواستم این حرف رو بزنم که پیام حسینیه دل محترم بهانه شد، آقای داستانپور یه مدته یه که تو بین بچه مذهبی ها و خصوصا فضای مجازی انگاری مد شده این حرفها: (ما اهل کوفه شدیم مولا تنها مونده/از بیوفایی ماست که آقا نمیاد/آقا مثل جدش غریب میمونه بعد ظهور/یا از همه جالبتر تو 1وبلاگ معروف دیدم که: آقا وای از اون روز که با دست بسته تو کوچه ها میگردی!!!) به کجا چنین شتابان؟؟؟؟ مگه غیر از اینه که فتح الفتوح حضرت صاحب وعده ی حتمی خداست؟ به حرف خدا شک داریم؟ این چه تفکر و واکنش رقت انگیزیه که تو جمع مذهبی ها راه افتاده؟ ما اگه می خوایم خودمونو تو بوته محک بداریم قبول اما حق نداریم عظمت و شکوه ظهور مولا رو تا حد 1مسئله ترحم بار پایین بیاریم... ایها الناس مهدی (عج) میاد باشکوه میاد پیروزشده میاد، مهدی(عج) شبیه کسی از قبل نیست، نخوایم با سناریوسازی بهانه دست دیگران بدیم که اینا رو نگاه! مهدی شون رو ببین!! ما باید خودمون رو به فتح المبین آقا برسونیم و بس، مولا غرق شکوه فتحند از همین حالا!

ارسال شده در 1391/05/18 توسط ایران از
1 1

باسلام وخدا قوت!استاد ما از مطالب شما خیلی لذت میبریم خداوند به شما برکت وقت وطول عمر عنایت کنه برای ما هم دعا کنید.

ارسال شده در 1391/05/18 توسط يازهرا از اصفهان
3 0

سلام خداقوت. متني زيبا و تامل برانگيز بود. باتشكر.

ارسال شده در 1391/05/19 توسط حسینیه ی دل از اصفهان
4 0

ما همین کار رو داریم با حضرت مهدی انجام میدیم...انگار ماهم شدیم اهل کوفه که امام تنها مونده..و غریب..:((

ارسال شده در 1391/05/17 توسط حسین از اصفهان
7 0

بسیار جای تفکر وتامل دارد ای کاش علی را به غربت دیرینه اش باز نگردانیم ممنون از شما