انتظار شیرین


اگر چه درد فراق عجیب سنگین است
مرور یاد شما موجبات تسکین است
به تلخ کامی چایی صبح هر جمعه
میان ندبه فقط انتظار شیرین است

گفتم به مهدی

  گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن   گفتم به نام نامیت هر دم بنازم گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم   گفتم که دیدار تو باشد آرزویم گفتا که در کوی عمل کن جستجویم  

کوفیان این زمانه

زمانه ی عجیبی است! برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را! میدانی چرا؟! امام ِگذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،

منتقم خون ارباب

    آقای خوبی های من.. جمعه ها چه سریع می گذرند و ما چه غافلانه می نگریم این گذشت عمر را.... ای یوسف فاطمه ، یعقوب های زمان را فریب داده اند که منتظرت نباشند... آنها نمی دانند که شیعه، آقا دارد، سرور دارد، ...

مهدی غریب بود

    ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﻋﻠــﻲ(ﻉ) " ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ◀ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ▶ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛ ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﺣﺴﻴـــﻦ (ﻉ) " ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ◀ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ▶ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛ ﻭﺍﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻣﻬـــﺪﻱ (عج) ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ، ◀◀ﻟﻌﻨﺘﻤﺎﻥ می کنند▶▶

منتظر هستیم؟

تمام راه ظهور تو با گنه بستم دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم كسي به فكر شما نيست راست مي گويم دعا براي تو بازيست راست مي گويم اگرچه شهر براي شما چراغان است

منتظران ظهور

    ای گروه مومنان درکم کنید   از چه رو گاه عمل ترکم کنید   امتحان سخت است یاران چاره ای   عاشقان لبیک بر آواره ای  

غیبت کبری

    در شهر تورا دیدم و نشناختمت در ذهن همه تو را چه بد ساختمت با صد گنه بزرگ و کوچک هر روز آقای عزیز...گریه انداختمت   من قدر تو را نه که نمی دانم ، نه نه فکر کنی ندبه نمی خوانم ، نه تا آخر راه با تو هستم ، اما تا پای وسط آمدن جانم ، نه   هم مثل پدر دل تو آزرده ترین هم مانده سلام و سخن ات روی زمین این رسم زمانه است باید اینجا یا خانه نشین باشی و یا خیمه نشین

پـنـاه بــی پــنــاهـان

ای پـنـاه بــی پــنــاهـان،مـهـدی زهــرا بـیـا                                                                    سـوخـتـم از دردهـجـران،مـهـدی زهــرا بـیـا می روم بـا پـای خـود سوی گنـاه و معصیت                                                                      عـادتــم گــردیـده عـصیـان،مـهـدی زهــرا بـیـا زنــدگـی من نــدارد رنـگ و بــویــی از شمـا                                                                        عمر من شـد صرف بطلان،مـهـدی زهــرا بـیـا

آقا به خاطر دل زینب ظهور کن‎

      این روزها که شیعه کشی رخ نموده است شاید نوید آمدنت را دلالت است آقا! شکایت دلمان را کجا بریم "عجّل علی ظهور" شما اوج حاجت است کوفی شده زمانه و هیچ اعتماد نیست حتی به حرف ما که دعامان شهادت است...

به خود بیایید!

      مثل هر بار برای تو نوشتم: دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟ و ای کاش که این جمعه بیایی! دل من تاب ندارد... همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ تو کجایی؟ تو کجایی... و تو انگار به قلبم بنویسی: که چرا هیچ نگویند مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟ و عجیب است که پس از قرن و هزاره هنوزم که هنوز است